السيد محمد باقر الصدر ( مترجم : مهدى زنديه )

34

نشأة التشيع والشيعة ( برآمدن شيعه وتشيع ) ( فارسي )

مىگويد : « بيعت با ابو بكر مسلما امرى عجولانه بود ، اما خداوند شر آن را دور ساخت » « 1 » ؛ و اگر ابو بكر از پذيرش شتابزدهء حكومت و تحمل مسئوليت‌هاى خطير آن عذر مىخواهد و چنين مدلل مىسازد كه حساسيت اوضاع و ضرورت اقدامى سريع براى يافتن راه حلى را احساس مىكند ، و در پاسخ كسانى كه او را براى پذيرش خلافت سرزنش كرده بودند ، مىگويد : « رسول خدا دار فانى را وداع گفت ، در حالى كه مردم نزديك به عهد جاهليت بودند و من ترسيدم فتنه‌اى درگيرد و خلافت را دوستانم به من تحميل كردند « 2 » » . . . اگر همهء اينها صحيح است « 3 » ، پس بديهى است رهبر دعوت اسلامى ( پيامبر ) بسيار و بيش از هر فرد ديگرى خطر اتخاذ موضع منفى [ وانهادن امر خلافت ] « 4 » را احساس و

--> ( 1 ) - همان ، ص 205 و 581 ، تحقيق محمد ابو الفضل ابراهيم . ( 2 ) - شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، تحقيق ابو الفضل ابراهيم ، ج 2 ، ص 42 ؛ ( شهيد صدر ) ؛ تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 353 . ابو بكر مىگويد : « دوست داشتم آن را قبول نكنم . . . » . ( 3 ) - الفاروق عمر ، دكتر محمد حسنين هيكل ، ج 2 ، ص 313 - 314 : عمر دوست داشت مشاوره در مورد انتخاب خليفه انجام شود و قبل از مرگش خليفهء جديد انتخاب شود تا از سرنوشت اسلام بعد از خود مطمئن شود . ( 4 ) - شوق حضرت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم بر دعوت مبارك خويش و وحدت امت و سرنوشت اسلام بايستى قاعدتا بيشتر از اشتياق اصحاب باشد . خداوند مىفرمايد : . . . عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ